روچون ـ خروج از صحنه تولید (47)
از کَلوت تا کَلوک: می گویند کلوت از ترکیب دو واژۀ «کل» به معنی «آبادی» و «لوت» به معنای بیابان ترکیب شده است. و به شهری شباهت دارد که سکنه ندارد و بعضیها آن را شهر «جن و پری» می نامند.
اما ریشه یابی لفظ «کَلوت» و مشابهت آن با کلمۀ «کَلوک» حاصل مسافرت به نقاط مختلف استان کرمان و گوش فرا دادن به سخنان مردم بومی روستاها و عشایر محل است. بعلاوه جست و جو در واژه های فارسی این خویشاوندی ناشی از همخونی را به یقین می رساند:
اهالی کوهپایه های سیرجان و عشایر کوچرو منطقۀ پاریز و اطراف به برجستگیهای کوچک و دماغه مانندِ زمین که به وفور در حواشی کوههای مختوم به دشت دیده می شود، «کَـلوک» می گویند. و صنف بنّا در این منطقه خرده آجرهایی را که حجم آنها از میوۀ گردو بزرگتر و از یک سوم آجر گره ای کمتر است، کَـلوک می نامند.
جهت کنکاش در لغات فارسی برای یافتن معنای کَلوک از فرهنگ عمید استفاده می کنیم و می بینیم که این کلمه به معنای کودک، بچه و پسر کوچک، به کار رفته است. پس معنای واژۀ کَلوک «خرد» و «کوچک» است. بر این اساس کَلوک در مورد برجستگیهای زمین عبارت از تپه های نه چندان مرتفعی است که به صورت دماغه در سطح زمینهای نزدیک به کوهها به فراوانی و انبوه قرار دارد.
برخی از کَلوکهای بین دِرجِستی و کُرّان تا کوه مَنسار و قله قوچی عبارتند از: کَلوکهای دِرجِستی، کَلوکهای باغ خشک و بیدخواب، کَلوکهای کَهن توت، کَلوکهای پسوجان، کَلوک هَندیز و ... .
کَلوک هَندیز: هر مجموعه از کَلوکهای مورد اشاره مجتمعی از تپه های همسایه و عمدتاً برجستگیهای دماغه مانندِ به هم پیوسته است. اما کَلوک روچون با امتداد شرقی ـ غربی از گویین سر از زمین برمی دارد و در نقطۀ جنوب روچون و نقطۀ شمال فریدون به حد اکثر ارتفاع در حدود 200 متر از سطح زمین می رسد و پس از آن کم کم در مقابل قدرت لایزال الهی سر به تعبد خم می کند و در شمال هندیز سر به سجده در مقابل مقام کبریایی خدا میگذارد.
تعریف: تپه گرد یا مخروطی شکل است اما کَلوک دماغه ای افقی است.
کَلوک فریدون قسمتی از کَلوک هندیز است که دامنۀ شمالیاش به کَلوک روچون و دامنۀ جنوبیاش به کَلوک فریدون شهرت دارد. طول کَلوک روچون حدود 9 کیلومتر است و طولانی ترین کَلوک منطقه می باشد.
لازم به ذکر است که حجم قابل ملاحظه ای از زیرۀ مرغوب موجود در بازارها از همین کَلوک هندیز ـ روچون ـ فریدون برداشت می شود و سوغات کرمان را بلند آوازه می گرداند. و
نتیجه: بین کَلوک و کَلوت شباهت لفظی و فامیلی و ظاهری و معنوی و شکلی وجود دارد و آنها را مصداق یک مفهوم نشان می دهد. فرق این دو لفظ مربوط به تغییر تلفظ واژه ها در مناطق مختلف است زیرا اختلاف گویش نشان قدرت خدا است: «وَ مِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلَافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوَانِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّلْعَالِمِينَ.»1
آری! اختلاف لهجه های اهالی روستاهای نزدیک به هم قابل لمس است چه رسد به تفاوت زبانهای ملی و قومی و قبایل و طوایف مختلف.
جالب است که دقت کنیم حتی گویش مردم یک محل در طول زمان تغییر می کند تا جایی که ما امروز برای فهم زبان نیاکانمان در زمان هخامنشیان و ساسانیان محتاج زبانشناسان خارجـی هـسـتـیـم و حـتـی
سخنانمان با سخنان پدربزرگهایمان در زمان قاجار به طور فاحش فرق کرده است.
یکی از فرقهای کَلوت با کَلوک این است که کَلوک پوشیده از گیاهان و زیستگاه جانوران زیادی است ولی کَلوتهایی که در منطقۀ شهداد وجود دارد، ظاهراً فاقد حیات گیاهی و جانوری است.
نتیجه: عدم نظارت سران نظام بر کار مأمورانی مانند مأموران منابع طبیعی که از باغها و اراضی ملکی مردم سلب مالکیت و آنها را به نام دولت به ثبت می رسانند و فریاد مظلومیت مالباختگان شنیده نمی شود، مملکت ما را از کلوک که سرزمینی پر از نعمت است، به کلوت که عاری از حیات است بدل می کند... .
1 ـ سوره روم آیه 22.
ادامه دارد