راههای منتهی به روچون:

از طرف شمال ، هفده چنار به روچون با فاصلِ 5 الی 6 کیلومتری متصل است. از قدیم راه اتصالی این دو آبادی خاکی و مالرو و پیاده روی بوده ولی چندسالی است که به برکت وسایل راهسازی اختراع بیگانگان و نامسلمانان با ماشین هم می توان از هقده چنار به روچون و بالعکس تردد کرد.

از سوی جنوب راه خاکی و ماشین رو روستاهای فریدون و گویین و دِدِرون  ورود و خروج به روچون را ممکن می کند. فاصلۀ این ملکها تا روچون در حدود یک فرسخ است. این راه از گوشۀ شمال شرق روچون شروع و در فاصلۀ 3 کیلومتری در محلی به نام گدار کهنو راهی به سمت چپ جدا شده و به گویین و ددرون می رود و راه دیگر به سمت راست، روچون را به فریدون متصل می کند.

راه خاکی جدید الاحداثی به سمت شرق روچون را به آبادیهای خمبروتو و لافو وصل می کند. این راه در فاصلۀ یک کیلومتری دو شاخه می شود و شاخۀ دست چپی کوره راهی بوده که قدیماً به سوی لافو می رفته و هنوز  افراد مسن آن را بلد هستند. البته چوپانها هم آن را می شناسند. این راه پیاده روی و مالرو سنگلاخی است و از تنگ لافو می گذرد و لافو و روچون را به هم می رساند. از روچون تا لافو حدود 4 الی 5 کیلومتر است.

از قدیم راه مالرو و پیاده روی نسبتاً پر ترددی روچون را از جهت جنوب غرب به روستاهای هندیز در 5 کیلومتری و پسوجان در 10 کیلومتری پس از گذشتن از عبدل آباد و تیتو (توتوییه) وصل می کرده که از حدود 40 سال پیش از برکت ماشینهای راهسازی نوظهور ماشین رو شده و اخیراً آسفالت گردیده است.  آسفالته شدن این راه دو علت دارد که عبارتند از وجود اردوگاه آموزش و پرورش موسوم به اردوگاه خاتم الانبیا در هندیز و معدن مس در زار واقع در 3 کیلومتری شرق روچون. هم اکنون  این راه آسفالته روچون را به سیرجان متصل می کند. این راه در فاصلۀ دو کیلومتری در محلی موسوم به گردنۀ بادامو دو شاخه می گردد که سمت چپی به سوی هندیز و سمت راستی به طرف پاریز ادامه دارد. از راه سمت راستی می توان به سیرجان و معدن مشهور سرچشمه و نهایتاً به رفسنجان عزیمت نمود. آبادیهای بین راه روچون ـ پاریز عبارتند از: روچون پایین یا روپون سفلی در یک و نیم کیلومتری، بادامو که هنوز چند کنده از درختانش باقی مانده و اکثریت قریب به اتفاق آنها در راستای خروج منطقه از صحنۀ تولید، از بین رفته اند. کهن توت که باغی آباد اما تقریباً رها مانده می باشد هر چند هنوز آبیاری می شود ولی نمی توان برای مالکانش درامدی را در نظر گرفت زیرا ترمزهای ماشین آبادی منطقه در سرازیری سقوط در درۀ خروج از صحنۀ تولید بریده و بی توجهی ناشی از آلزایمر تولیدی و ترویج بازار کار به سرعت منطقه را در معرض سقوط قرار می دهد. تا سی چهل سال قبل اراضی کهن توت که هنوز در نتیجۀ اقدامات خارج از شرع و عرف، ملی نشده بودند حدود صد هکتار زیر کشت دیم و آبی بود اما فعلاً فقط باغ کهن توت آباد است که گفتیم به پیروی از منطقه در سرازیری منتهی به خروج از صحنۀ تولید سقوط کرده و درامد قابل ذکری ی ندارد. در ادامۀ راه آسفالتۀ روچون ـ پاریز در فاصلۀ تقریباً 7 الی 8 کیلومتری باید از روستای دهشیرگ گذشت و پس از آن اراضی بایر و باغ تیمه جان رحمت آباد را در فاصلۀ یک کیلومتری دهشبرک پشت سر گذاشت و در فاصلۀ 14 کیلومتری از آبادی ده مسلم که آن هم در حال احتضار، آخرین نفسهایش را می کشد ولی هنوز تعدادی درخت در آن دیده می شود، پشت سر گزاشت و حدود یک کیلومتر جلوتر به اراضی روستایِ بی رونق و رو به موت هنگو رسید و کمی جلوتر از آبادی «کل اَلِّه» که در اکثر سالها استخری خالی و قناتی خشکیده دارد عبور نمود و یک کیلومتر جلوتر به پاریز رسید.

تا سالهای اخیر کوره راه مالرو ـ پیاده رو و کم ترددی روچون را از سوی شمال غرب به ده درویش متصل می کرد که در سالها گذشته محو شده ولی برای افراد مسن قابل شناسایی است. این راه که مجموعاً یک فرسخ طول داشته در فاصلۀ سه کیلومتری از آبادی ده بازعلی می گذشته است. هم اکنون از آبادی ده بازعلی بجز چند کندۀ خشکیده باقی نمانده و آبادی ده درویش درختانش در حال نابودی است. مالکان ده درویش 80 هکتار زمین زراعی دیم و آبی و باغی برای ده درویش قائل بودند که منابع طبیعی همۀ آنها را بجز دو هکتار ملی اعلام و از مالکان سلب مالکیت کرده است. 

شایان توجه است که در سال 1390 مالکان ده درویش موقع کار در اراضی ملکی و موروثی خویش ناگهان با هجوم مأموران منابع طبیعی مواجه و نهابتاً طعم تحمل زندان را هم چشیدند.

نکته: برای خاتمه دادن به این رویه که هر روز مملکت را در سرازیری سقوط ناشی از خروج از صحنۀ تولید قرار می دهد، لازم است سران کشوری و دستگاه قضا بازرسانی به منطقه اعزام نمایند و با راهنمایی مالکان اراضی و باغهای به ناحق ملی شده را شناسایی و به صاحبانشان باز گردانند تا هم راه خروج مملکت از صحنۀ تولید بسته شود و هم بیکاری و فسادهای ناشی از آن کمتر گردند.

شرح تفصیلی خروج منطقه و مملکت از صحنۀ تولید را در کتاب چنته و کتاب هفده چنار و کتاب لوت چهارمین جاذبۀ طبیعی دنیا نوشته ام. حتماً آنها را مطالعه کنید. مخصوصاً اساتید دانشگاه ها و دانشجویان از مطالعۀ این کتابها به عوارض سیاستهای غلطی که به بیکاری و خروج مملکت از صحنۀ تولید دامن می زند، پی خواهند برد و شاید بتواننند راه خروج از بن بست بیکاری و سقوط در دامن وابستگی به بیگانه را بیابند و پیشنهاد کنند.

یادآوری: ورود معدن چیان، این متخصصخان بی خبر به منطقه باعث تغییر اسامی آبادیها و قلۀ مشهور لاشکار شده است. برای نمونه برخی از اسامی تغییریافته ذیلاً به اطلاع می رسد. نام بام سیرجان قلۀ «لاشکار» است که بیش از 3250 متر از سطح دریا ارتفاع دارد. بعد از حضور معدن چیان این نام به «قلۀ پران» تغییر یافته است. شاید تغییر نامهای سابقه دار و آشنا و نکره کردن آنها حیله ای باشد که رفسنجانی ها عمداً به کار برده و می برند تا زمینه های بلعیدن معادن سیرجان را مانند بلعیدن معدن سرچشمه و منطقۀ وسیع بارچی با بیش از 300 ملک آباد را فراهم کنند. نام قلۀ لاشکار از دره ای به همین نام [«لااِشکال =» لااِشکار =» لاشَکار] گرفته شده است اما پران نام آبادیی است که تابعیت شهرستان رفسنجان را دارد. نام «سرگَو به سرکوه» تغییر داده شده است. اسم «ناچو به نوچون» تبدیل یافته است. آنان «دَرِ زار» را هم مبدل به «دره زار» کرده اند. همۀ نامهای قدیمی هنوز در خاطر اهل محل هست و سندیت صحت آنها با مراجعه به قبالات قدیمی موجود و اداره ثبت اسناد سیرجان اثبات می شود. پس مردم محل بیدار شوند و به تغییر اسامی آشنای قدیمی به اسامی نکرۀ ساختگی اعتراض کنند تا موجبات بلعیدن معادن سیرجان برای رفسنجانی هم فراهم نگردد.

 ادامه دارد