|
گفتوگو با حسینعلی رضوی نویسندهی کتاب «چنته» | راوی فرهنگ عشایری |
||
| -------------------------------------------- | ||
|
گروه فرهنگ و هنر در چنتهاش چیزهای زیادی دارد. حرفهای گفتنی بسیار دارد اما صحبت ما بیشتر
پیرامون کتابش با نام «چنته» است. حسینعلی رضوی آموزگار بازنشستهی دینی
و قرآن، پس از کتابش «شگفتیهای آموزش در مکتب بهمن بیگی» (فعال مدرسههای
عشایری دهه چهل)، کتاب «چنته» را دربارهی فرهنگ عشایری حومهی پاریز نگاشته
است.
چه شد به نویسندگی روی آوردید؟
دبیر دینی و عربی بودم. سال 83 بازنشسته شدم. یک ایده داشتم دربارهی روش تدریس
قرآن در مقطع متوسطه. تحقیقی ششصد صفحهای بود که از دید من کشف بزرگی بود
ولی حمایت نشد.
چرا طرح آن را به مجمع تالیف و تدوین کتابهای درسی نفرستادید؟
فرستادم، پاسخی ندادند.
نوشتن کتاب «شگفتیهای آموزش در مکتب بهمن بیگی» را چه سالی
آغاز کردید؟
سال 86 .
با بهمنبیگی کی آشنا شده بودید؟
دانشسرای عشایری شیراز. بهمنبیگی کسی بود که 80 مدرسه بدون یک ریال هزینه
در عشایر برپا کرد. البته شبیه مکتب بودند. دو هزار معلم تربیت کرد آن هم در جاهایی
که هرچه بخواهی فقرشان را توصیف کنی نمیشود.
نوشتن«چنته» را از چه سال آغاز کردید؟
از 87 تا 90 مشغول نوشتن چنته بودم.
نقطهی قوت چنته این است که فرهنگ مردمان عشایری را بازگو میکند
اما در آن یک خط مستقیم را دنبال نمیکنید. یک جا از رسم و رسوم و گویشها
و بازیهای محلی میگویید و جای دیگر جغرافیای حومهی پاریز را و جایی هم
وارد خسارتهای محیط زیستی منطقه شدهاید؟
کتاب بالاخص درباره عشایر هفده چنار است و طرح اینها هم موضوعیت دارد.
اما یک جاهایی هم از موضوع پرت شدهاید که شاید باعث شود مخاطب موضوع
اصلی را از یاد ببرد. مثلا در صفحه 170 یکباره وارد موضوع دعا و بحثهای قرآنی
شدهاید؟
خواستم خلاصهای از ایدهی آموزش قرآن را هم در این فرصت پیاده کرده باشم. اشکالی
هم ندارد کتاب چند بعدی میشود.
در میان صفحات کتاب که دربارهی فرهنگ عشایر است، سرودههای خودتان
را هم در جایجای آن گذاشتهاید، چرا؟
دربارهی شعرهای خودم، این را بگویم که من هم عشایرم. اندیشهی من هم عشایری
است پس موضوعیت دارد.
اما این باعث میشود مخاطب نفهمد که کدام یک از شعرها، سرودههای
شفاهی کهن است و کدام نیست؟
نه تفاوت میان دوبیتیهای عامیانه با شعرهای من مشخص است.
در صفحهی 128 هم از موضوع پرت شدهاید و در حالی که داشتهاید از
فرهنگ نیایش عشایر و نخل مقدسشان میگفتید، یکباره وارد موضوع تساوی
حقوق زن و مرد شدهاید که موضوعی امروزی است و با اشاره به سخن رحیمپور
ازغدی، تساوی را غلط خواندهاید. منِ مخاطب نمیتوانم ربط اینها را با هم بدانم؟
نه اگر جملات پیش از آن را بخوانید دربارهی این است که دخترهای دمبخت برای شوهر کردن
دست به چه نذر و نیازهایی میزدهاند و من این تعصبات کور را نقد کردهام، بعد مقایسه
کردهام با چیزهای نوظهوری که امروز از برخی دختران در مقابل دید نامحرم سر میزند
و تساوی حقوق زن و مرد را هم نقد کردهام.
در مجموع «چنته» در ثبت فرهنگ عشایری این منطقه کار مثبتی است.
رسمهای ایلی و دوبیتیهای عامیانه را چگونه جمعآوری کردید؟
من خودم از عشایر پاریزم. همهی این رسمهای کوچنشینی در دست فراموشی را خودم
به چشم دیدهام و با آنها زندگی کردهام. دوبیتیها را هم خودم حفظ داشتم.
کتاب دیگری در نوبت انتشار ندارید؟
کتاب «از خدا تا خدا»که شرح حال زندگی شهید علی رضوی است به همراه دو کتاب
دیگر که پس از گرفتن مجوز از ارشاد به چاپخانهای در قم میفرستم برای چاپ.
|
||
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 14:27 توسط حسینعلی رضوی
|